تبليغاتX
مدرسه راهنمایی ام البنین

مسجد جامع اصفهان در حقيقت، مجموعه‌اي از ساختمان‌ها و آثار هنري دوره‌هاي بعد از اسلام تاريخ ايران است كه يادگارهايي از پادشاهان، وزيران، اميران،‌ بزرگان و بانوان خير ايراني بعد از اسلام را در بر دارد و بخشي از تحولات معماري دوره‌هاي اسلامي تاريخ ايران را در مدت هزار سال نشان مي ‌دهد. اين بنا که به مسجد جامع عتيق و مسجد جمعه نيز شهرت دارد، در بخش قديمي اصفهان، ضلع باختري خيابان هاتف و انتهاي بازار بزرگ واقع شده و يکي از برجسته ‌ترين آثار معماري ايران و جهان است و از آن جا که بخش‌هاي مختلف آن در دوران‌هاي مختلف تاريخي ساخته و پرداخته شده‌اند، مجموعه حاضر چون موزه عظيمي، معرف روند تحول و تکامل معماري ايران در دوره اسلامي است.


بر اساس متون تاريخي و تاييد بررسي ‌هاي باستان‌شناسي، بناي اوليه مسجد، مربوط به قرن دوم هجري است. قديمي ترين شرح حالي که پيرامون مسجد قديمي در دست داريم، شرحي است که در رساله «محاسن اصفهان» در سال 421هـ . ق نوشته شده است. بر اساس اين نوشته، مسجد اوليه، بناي بزرگي بوده که توسط اعراب قبيله طيران (تيرون) در قرن دوم هجري بنا شده بود. اين مسجد در سال 226هـ . ق، در دوره عباسيان بازسازي شده و وسعت بخشيده شد. در دوره آل بويه، مجددا بازسازي شده و از طرف صحن گسترش يافته است. در فاصله سال‌هاي 465 تا 485هـ . ق، در دوره وزارت خواجه نظام الملک، در بخش جنوبي مسجد با تخريب بخشي از شبستان دوره گذشته، فضايي گنبددار و در سال 481هـ . ق در شمالي ‌ترين نقطه مسجد، فضاي گنبددار ديگري توسط تاج الملک ـ رقيب نظام الملک ـ بنيان گرديد. در زمان ايلخانان، به روزگار فرمانروايي الجاتيو، بخش‌هايي از مسجد تزيين و محراب زيباي گچ بري مورخ 710هـ . ق ساخته شد که محراب مزبور، يکي از شاه کارهاي هنر گچ بري محسوب مي ‌شود و با کتيبه‌هاي زيبا، نقوش متنوع گياهي و سرستون نماها، به نحو شايسته‌اي نماسازي و تزيين شده است. در روزگار مظفريان، بخش‌هايي از مسجد بازسازي و بخش‌هاي ديگري از جمله مدرسه و صفه عمر و شبستان شمالي به آن اضافه شد. در سال 851هـ . ق، بناي شبستان زمستاني انجام گرفت. در دوره صفوي بخش‌هاي مختلف مسجد تعمير، تزيين و بناهايي چون شبستان ستوندار جنوب باختري و بناهاي وسط صحن ساخته شد. در روزگار قاجاريه، تعميرات و تزييناتي در مسجد، از جمله در سر در مورخ 1218هـ . ق صورت گرفته است. سرانجام در قرن اخير، تعميرات اساسي و بنياديني در ساختمان مسجد و تزيينات آن به عمل آمده است
.


در نتيجه حفريات باستان شناسي در دوره اخير، بقاياي اين مسجد در زير بخش‌هاي فعلي مسجد از جمله در زير گنبدخانه نظام الملک و شبستان‌هاي سلجوقي به دست آمده و مشخص شده که مسجد دوره سلجوقي بر روي بقاياي دوره قبل نهاده شده است. بناي کنوني مسجد با وسعتي حدود 22 هزار مترمربع با نقشه چهار ايواني ساخته شده و مشتمل بر صحن مرکزي وسيع با حوض و بناهاي مربوط، ايوان‌هاي چهارگانه، گنبدخانه‌هاي جنوبي و شمالي، شبستان‌هاي متعدد، مدرسه، ورودي ‌ها، تزيينات غني و متنوع، آثار نفيس و مدارک تاريخي بسيار و الحاقاتي است که در دوره‌هاي نسبتاً جديد صورت گرفته است. اين بنا به شماره 95 به ثبت تاريخي رسيده است

 

منبع : مدرسه هنر

+ نوشته شده توسط ملک محمد در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 9:8 قبل از ظهر |
چکیده: یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهکارهای مدیریت زمان را به شما معرفی کنیم.

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می‌‌شوند:

۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می‌‌گیرد.
۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می‌‌کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می‌‌اندازند.
۳- کارهای فوری و غیر مهم: این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می‌‌شود.
۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس ) خود را به این کارها سرگرم می‌‌کنند.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی:

۱- از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.
۲- کارها را اولویت بندی کنید.
۳- راهزنان وقت را بشناسید.
۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید.



راهزنان وقت:

۱- صحبتهای کم اهمیت
۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط کاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری
۸- دوباره کاری
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته های نابجا
۱۰ - نداشتن تمرکز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا کردن
۱۲- ترس از شکست

راههای ایجاد وقت:

۱- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهایی که در انتظار هستیم، زمانی که در اتوبوس می‌‌گذرد و ... )
2- انجام کارها به طور همزمان
3- تنظیم کردن وقت خواب
4- کنترل بیشتر روی وقت تفریح
5- نه گفتن به درخواست های غیر مهم
6- عقب انداختن کارهای غیر مهم

منبع:
کتاب مدیریت زمان، آقای عبدالحمید سروش (ناشر مولف)
+ نوشته شده توسط ملک محمد در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 8:57 قبل از ظهر |

یک ساعت زنگ دار داشته باشید و خودتان صبح بیدار شوید تا استقلال بیشتری داشته باشید و برای کارهایتان به دیگران وابسته نشوید. سعی کنید در انجام کارهایتان در خانه و مدرسه مشارکت داشته داشته باشید. nono

 

 

صبح کمی زودتر بیدار شوید تا وقت کافی برای خوردن صبحانه داشته باشید و راه خانه تا مدرسه را هم با عجله نروید.boink

 

 

برای درس خواندن برنامه ریزی منظم داشته باشید تا در بعضی مواقع به خصوص زمان امتحان به شما فشار نیاید.

 

 

کارهای مهم روزاته تان را روی کاغذی بنویسید و در کنارمیزتان و یا محلی که در معرض دید است نصب کنید.

+ نوشته شده توسط ملک محمد در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 8:55 قبل از ظهر |
اهداف در فرایند یاددهی – یادگیری

 

کمیته بین الملل آموزشی در قرن بیست و یکم یادگیری را بر چهار ستون استوار می داند:

1- آموزش برای یادگیری

2- آموزش برای عمل کردن

3- آموزش برای زیستن

4- آموزش برای همزیستی.

با یک نگاه کلی می توان استنباط کرد که آموزش در وضعیت فعلی در جهت یادگیری ماندگارو استاندارد نیست، بلکه صرفاً جهت کسب نمره است .

همچنین آموزش های فعلی مهارت لازم را به بچه ها نمی دهند و آنها بدون کسب مهارت فارغ التحصیل می شوند. در عین حال آموزش فعلی با اشتغال و زندگی همگونی کمی دارد و خرد جمعی و کارهای مشارکتی کم رنگ است. بنابراین خلاء موجود بین وضع موجود و وضع مطلوب تماماً نشانه های آسیب در فرایند یاددهی و یادگیری است. نکته مهمتر این است که در فرایند آموزش، روش یادگیری مهم است، تا دانش آموزان با دانستن روشها بتوانند با مسائل برخورد کنند و مشکلات خود را حل کنند. ( هسته اصلی فرایند تدریس، ترتیب دادن محیطی است که درآن شاگردان بتوانند تعامل کنند و نحوه یادگیری را بررسی نمایند.)

 5- روش یادگیری همان روش فکر کردن است که هدف اصلی در فرایند یاددهی و یادگیری است. ( اندیشیدن دانش آموزان در جریان آموزش برجسته ترین ویژگی فعالیت های آموزش در ژاپن است. )

 ۶-  فکر کردن پاسخی است که انسان به مشکلات خود می دهد و این پاسخ متضمن دستیابی به حل مساله است. فکر، راهنمای عمل است. ( هدف عمده آموزش باید وادار کردن دانش آموزان به تفکر باشد. اساس یادگیری نحوه تفکراست که باید به شاگردان تعلیم داده شود.)

 7-  بنابراین باید فعالیتهای کلاس، مواد آموزشی، روشهای تدریس و ... تماماً باید تفکر را تحریک کند.( هر یاد درونی که نتواند تفکر و تخیل یادگیرنده را تحریک کند جز خاراندن حافظه نقش دیگری ایفا نکرده است.)

 8- خلاقیت و حل مسأله محصول تفکر است. در کلاس هایی که به دانش آموزان اجازه داده می شود فکر کنند، نظر دهند، سؤال و پرسش نمایند و حتی خلاف عرف و عادت نظر دهند ( تفکر واگرا ) دانش آموز پویا است و احساس خستگی نمی کند، در غیر این صورت چنانچه فقط شنونده باشد و انتظارات مشخص از او خواسته شود او را در آسیب بزرگی گرفتار کرده ایم، در این حالت او احساس بد بینی پیدا می کند، انگیزه خود را از دست می دهد، هویت خود را شکست خورده می بیند و ... . اگر کلاس شاد و براساس علاقه باشد و در مناسبات تعامل مطلوب برقرار شود،باعث می گردد فردی مانند انیشتن که او را کودن تلقی می کردند به یک دانشمند تبدیل شود.

( استاد مطهری بیان داشته اند که مغز فراگیران را به صورت انبار نباید تلقی کرد، بلکه هدف پرورش نیروی فکر است). یکی از اهداف مهم، پرورش تفکرانتقادی دردانش آموز است. انتظار این است که دانش آموزان پس از فارغ التحصیل شدن در زمینه های مختلف اهل نظر بوده و بتوانند مسائل را نقد و تحلیل نمایند. لازمه رسیدن به چنین هدفی شروع فعالیتها از دوران ابتدایی است تا آنها عملاً مخالفت کردن، موافقت کردن، معاشرت کردن، مباحثه کردن را تمرین کرده باشند. دانشمند ترین دانشمندان هم اگر مغز سیاسی و فهم سیاسی نداشته باشد با یک آب نبات به سوی دشمن می رود و مجذوب او می شود. استاد شریعتی هم در جمله ای زیبا فرموده اند: انقلابی شدن بیش ازهرچیز مستلزم یک انقلاب ذهنی،یک انقلاب در بینش و یک انقلاب در شیوه تفکراست.

 آموزش تفکر انتقادی شامل ایجاد عمدی یک جو نامتعادل است تا شاگردان بتوانند فرایندهای فکری خود را تعریف و اصلاح کنند و دوباره بسازند. عامل اصلی در تفکر انتقادی توانایی طرح پرسشهای مربوط به نقد و بررسی راه حلها بدون مطرح نمودن جایگزینهاست. مهارتهای تفکرانتقادی باید از طریق تلاش در تمرین تفکر انتقادی و تحلیل از دروس مختلف رشد و توسعه یابند. برای رسیدن به این هدف، معلم باید بکوشد فضایی در کلاس ایجاد کند که در آن حس کنجکاوی طبیعی شاگردان شکوفا شود. علاقه شاگردان را پس از جلب کردن افزایش دهد، سپس باید حالت کنش متقابل میان شاگردان و استاد بر جو کلاس حاکم شود در این حالت تفکر انتقادی رشد می کند. بنظر می رسد در این زمینه مدارس ما دچار آسیب جدی هستند؛ یعنی فعالیت دانش آموزان در جهت پرورش تفکری انتقادی هدایت نمی شود. یکی دیگر از هدفهای اساسی یادگیری،استاندارد یادگیری است. یادگیری استاندارد،ب دانش، مهارت و نگرشهای اساسی براساس اهداف آموزش می باشد.

 در شرایط فعلی بین نمره کسب شده و درصد قبولی دانش آموزان با یادگیری استاندارد آنها همخوانی وجود ندارد. چرا که اکثر سؤالات امتحانی استاندارد نیستند و تمام سطوح شناختی را نمی سنجند. بنابراین یکی دیگر از آسیب های جدی در فرایند یاددهی – یادگیری نظام ارزشیابی است. امتحان به خودی خود هدف نیست بلکه ابزار و وسیله ای برای ارزشیابی یادگیری در راستای اهداف پیش بینی شده است.در صورتی که بخش اعظم واقعیت های علمی و مندرجات کتابهای درسی زمینه و محلی برای اندیشیدن، مفهوم سازی، مهارت پروری و ... هستند و نه گفته ها و نوشته های مقدسی که همه دانش آموزان ملزم به پس دادن آنها در جلسه آزمون و ارزیابی باشند. معلمان باید به این آگاهی و مهارت برسند که هدفهای متعالی برنامه را همراه با مفاهیم مهم و اساسی کتاب و نه همه متن کتاب را، هدف آزمون و ارزیابی قرار دهند. در کنار این مطلب اندازه گیری با مقیاس 20 مورد نقد است و باید این مقیاس به حروف الف ، ب ، ج ، د و ه تغییر یابد. جمع بندی: اهداف آموزش در سه حیطه شناختی  عاطفی، روانی حرکتی تقسیم شده است .

 در تقسیم بندی های جدید بیشتر اهداف دانستنی، مهارتی و نگرشی مطرح می گردد. در مجموع این اهداف با هدف اصلی وزارت آموزش و پرورش که همان انسان سازی است پیوند می خورد.انسان سازی در معنای عام همان تربیت است. به عبارت دیگر آموزش و پرورش فراهم کننده زمینه های لازم برای تربیت است. تربیت ابعاد مختلف انسان مانند بعدعاطفی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی،اعتقادی،جسمی، ذهنی رادربر می گیرد.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 8:8 بعد از ظهر |
انیشتین در 14 مارس 1897 در ساعت 11:300 صبح LMT در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در 100 کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان انیشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش پولین «نی» کوچ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند. در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتنی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد، اما از عکس‌های او معلوم است که کله‌اش نسبت به بدنش بزرگ‌تر بوده است؛ به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوش‌خیم» گفته می‌شود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد.

یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی انیشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود انیشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد (رجوع کنید به قسمت 4.2 این مقاله «تفکر و مباحثه»). به دلیل پیشرفت کند کلامی انیشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود— و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند— باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل انیشتین او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی انیشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگ‌ها و نظرات آسیب شناسانه‌ای به او نسبت داده می‌شد. (بازهم رجوع کنید به «تفکر و مباحثه».)

اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودیهایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس می‌خواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون می‌دید. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سوناتای ویلون موتسارت بدست می‌آورد.

وقتی انیشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و انیشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر می‌گذارد؛ او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد. او برای تفریح مدل‌ها و ماشین درست می‌کرد و از همان ابتدا توانایی ریاضیاتی بالایی از خود نشان می‌داد.

در سال 1989، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده انیشتین می‌آمد، [۳]، انیشتین را با مهم‌ترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به «نقد خرد ناب» از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتابهایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند.

انیشتین در دبیرستان لویتپولد ثبت نام کرد و در آنجا تحصیلات نسبتاً پیشرفته‌ای داشت. در حدود سن 20 سالگی، او یادگیری ریاضی را آغاز کرد؛ در سال 1998، با مطالعه یک جزوه مدرسه‌ای، هندسه مسطحه اقلیدسی را یاد گرفت و در چهار سال پس از آن به مطالعه حساب دیفرانسیل و انتگرال پرداخت؛ انیشتین با مطالعه کتاب عناصر اقلیدس، که خودش آنرا «کتاب هندسه مقدس کوچک» لقب داده بود، به قدرت مسلم استدلال قیاسی پی برد. [۳] (اهدایی مکس تالمود). انیشتین در زمانیکه در دبیرستان بود، با مسئولان مدرسه درگیر شد و از سیستم حاکم بر مدرسه ابراز تنفر کرد، چراکه وی معتقد بود روح یادگیری و اندیشه خلاق در لابلای تلاش‌هایی که به یادسپاری نام گرفته‌اند از بین می‌رود.

در سال 1894، در پی ناموفق ماندن کسب‌وکار هرمان انیشتین در صنعت الکتروشیمی، خانواده انیشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان- مهاجرت کردند. انیشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان «بررسی وضعیت اتر در زمینه‌های مربوط به مغناطیس»، در همان زمان برای یکی از عموهایش می‌نوشت. آلبرت برای تمام کردن درسهایش، در مدرسه شبانه روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها یک ترم را تمام کند در بهار سال 1895 دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانواده‌اش رهسپار پریوا شد. یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه بواسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد اما این بدان معنا بود که انیشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد. [۴] در همان سال یعنی در سن 16 سالگی، او آزمایش ذهنی را که به «آیینه آلبرت انیشتین» شهرت دارد انجام داد. اوپس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

در آزمون ورودی موسسه فدرال پلی تکنیک زوریخ-که امروزه به ETH زوریخ شهرت دارد- اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد؛ پس از آن خانواده‌اش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند؛ پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش می‌خواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس که بسیار کم به آن پرداخته شده، مشغول شد و در سال 1896 دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقمند شد. مایا، خواهر انیشتین که نزدیکترین همراز او بود بعدها با پسر همان خانواده یعنی پل ازدواج کرد و و دوست او نیز یعنی مایکل بسو با دختر دیگر همان خانواده یعنی آنا وصلت کرد. [۵] پس از آن انیشتین در ماه اکتبر در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت؛ در همین حال ماری نیز برای تدریس به اولسبرگ در سوییس رفت. او در همان سال شهروندی خود در ورتمبرگ را لغو کرد.

در بهار سال 1896، میلوا ماریخ صربستانی که ابتدا در دانشگاه زوریخ در رشته پزشکی اغاز به تحصیل کرده بود، پس از یک ترم به موسسه فدرال پلی تکنیک آمد تا در آنجا به عنوان تنها زن در آن سال، در رشته‌ای که انیشتین درس می‌خواند تحصیلات خود را ادامه دهد. در طی سالهای بعد رابطه ماریخ با انیشتین به یک رابطه عاشقانه تبدیل شد، هرچند که مادر انیشتین به خاطر غیر یهودی بودن، سن بالا و نقص جسمانی ماریخ، به شدت با رابطه آنها مخالف بود.

آثار و عناوین

به دلیل اینکه تندخویی انیشتین به عنوان یک مرد جوان اساتید او را دل‌آزرده کرده بود، او پس از فراغت از تحصیل نتوانست کرسی تدریس بگیرد. پدر یکی از همکلاسی‌های به او کمک کرد تا در «اداره فدرال مالکیت حقوق معنوی» وقت که هم‌اکنون «اداره امتیازات انحصاری سوییس» نام دارد[۷] in 1902. در آنجا انیشتین در مورد ارزش امتیاز انحصاری مخترع برای وابزارهای اختراع شده قضاوت می‌کرد که این کار نیازمند داشتن دانش در زمینه فیزیک بود- او بطور اخص مسئول ارزیابی امتیازات انحصاری مربوط به ابزارهای الکترومغناطیسی بود. [۸] او همچنین در طی این کار یاد گرفت که چگونه با وجود توضیحات ناقصی که ارائه می‌شد، جوهره تقاضانامه‌ها را تشخیص دهد ، و با راهنمایی مدیران یاد گرفت که چگونه نظر خود را به درستی توضیح دهد. او معمولاً اشتباهات موجود در این طرح‌ها را اصلاح می‌کرد و در همان حال عملی بودن این کارها را ارزیابی می‌کرد.

در 6 ژانویه1903، انیشتین با میلوا ماریخ ازدواج کرد. ازدواج انیشتین با ماریخ ریاضیدان، هم یک شراکت فکری و هم یک شراکت شخصی به شمار می‌آمد: انیشتین در مورد میلوا می‌گفت: «او موجودی است که نیمه دیگر من است و مثل من قدرتمند و مستقل است». رونالد دابلیو کلارک- یکی از زندگینامه نویسان انیشتین- مدعی است انیشتین به خاطراینکه برای موفقیت در کارش به تنهایی نیاز داشت، به فاصله‌ای که در زندگی زناشویی‌اش وجود داشت وابسته بود؛ او نیازمند انزوای فکری بود. آبرام یوف، پزشک روسی که انیشتین را می‌شناخت در نوشته‌ای راجع به وفات او نوشته‌است، «نویسنده [مقالات سال 1905]، یکی از بروکرات‌های اداره امتیازات انحصاری در برن بود که انیشتین-ماریخ نام داشت.» و همین گفته اخیرا به عنوان گواه روابط سازنده آنها تعبیر می‌شود. در عین حال، به گفته آلبرتو مارتینز از مرکز مطالعات انیشتین در دانشگاه بوستون، یوف در مورد انیشتین ابتکار نویسندگی بکار برده‌است، چراکه او معتقد است در آن زمان در سوییس رسم بوده‌است که اسم فامیل زن را به اسم فامیل شوهر اضافه کنند. [۹] اما حقیقت هر چه که باشد، میزان تأثیر ماریخ بر کارهای انیشتین، یک سئوال جنجال‌برانگیزاست که جای بحث فراوان دارد. در سال 1903، سمت انیشتین در اداره امتیازات انحصاری سوییس دائمی شده بود، هر چند تا زمانیکه او «کاملاً در فن‌آوری ماشین مهارت بدست آورد» برای ارتقا نادیده گرفته می‌شد. [۱۰] او در سال 1905، پس از ارائه تز خود با عنوان "" تعیینی جدید برای جهت حرکت ذرات» زیر نظر آلفرد کلینر، دکترای خود را از دانشگاه زوریخ اخذ کرد.

مقالات سال پر معجزه

الگو:جزییات در سال 1905، او در اوقات فراغتش چهار مقاله نوشت و بدون اینکه این مقاله‌ها از نظر مرجع، ادبیات علمی کافی داشته باشند یا اینکه از همکاران دانشمند انیشتین بتوانند در مورد آنها با او بحث کنند، آنها را در بنیاد فیزیک مدرن و کلاسیک| فیزیک مدرن شرکت داد. بسیاری از فیزیکدانها معتقدند که سه مقاله از چهار مقاله مذکور( حرکت براونی، تأثیرات فتوالکتریک و نسبیت خاص) مستحق جایزه نوبل بوده‌اند. اما کمیته نوبل جایزه‌اش را تنها به مقاله «تأثیرات فتوالکتریک» اعطا کرد؛ در زمان اعطای جایزه، این مقاله شواهد تجربی بلامنازعی را به عنوان پشتوانه خود داشت، هر چند که کمیته نوبل این عقیده را عنوان کرد که سایر کارهای انیشتین نیز در مسیر مربوطه تایید می‌شوند.

ممکن است برخی اعطای جایزه نوبل به خاطر تأثیرات فتوالکتریک را طعنه‌آمیز بدانند، نه تنها به این خاطر که شهرت انیشتین بیشتر به خاطر نسبیت است، بلکه به این دلیل که تأثیر فتوالکتریک یک پدیده کوانتوم است و انیشتین از مسیری که تئوری کوانتوم در آن افتاده بود ناراضی بود.

+ نوشته شده توسط ملک محمد در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 7:42 بعد از ظهر |
ا این طرح صرفا مخصوص دانش آموزان پیشرفتی است .

2 هر دو نمره پیشرفت یک امتیاز محسوب شود .

3 - هر دو بار شرکت در نماز جماعت یک امتیاز .

4 امتیازهایی که به دانش آموزان داده می شود در صورتی اعتبار دارد که در دفترتشویق هر کلاس به نام خود دانش آموز ثبت گردد .

5 کارت ها باید ممهور به مهر مدرسه و با امضا دبیر مربوطه  باشد .

6 اهدا کارت باید همراه با تلاش  هدفمند و با ارزش باشد . از لوث نمودن این طرح خودداری نمایید .

7 نمره خلاقیت با تشخیص دبیر و حداکثر سه بار برای هر درس می باشد .

8 منظور از انضباط ، اخلاق و رفتارش در کلاس درس می باشد .

9 جوایز این طرح دراردیبهشت ماه به دانش آموزان اهدا می گردد.

10 برای دانش آموزان ممتاز : هر پنج نمره بالای هجده یک چک ده امتیاز در نظر گرفته شده است .

 

با تشکر

+ نوشته شده توسط ملک محمد در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 10:26 قبل از ظهر |

صبحانه، موجب کاهش وزن می‌شود

صبحانه

یک مطالعه نشان می‌دهد که صرف یک صبحانه کامل و مملو از کربوهیدارت و پروتئین، و رعایت یک رژیم غذایی کم کربوهیدارت و کم کالری در بقیه روز، موجب کاهش وزن و حفظ آن می‌شود.

به گزارش  خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، از رویترز هلث، محققان می‌گویند صرف یک صبحانه کامل تاثیر زیادی در کاهش وزن دارد، زیرا خوردن صبحانه باعث کنترل اشتها می‌شود و میل به خوردن شیرینی و نشاسته را بر طرف می‌کند.                                         

به گفته دکتر "دانیل یاکوبوویچ" از "بیمارستان دو کیلنیکا" در کاراکاس واقع در ونزوئلا، این رژیم غذایی سالم تر از رژیم های غذایی کم کربوهیدارت برای کاهش وزن است، زیرا خوردن صبحانه امکان دریافت فیبر غذایی و میوه های ویتامین دار بیشتری را برای بدن فراهم می کند.

وی در نشست سالانه "انجمن غدد درون ریز" در "سانفرانسیسکو" گفت: این رژیم غذایی را مدت بیش از 15 سال با موفقیت بر روی بیمارانش آزموده است.

یاکوبوویچ در یک بیانیه کتبی که انجمن غدد درون ریز منتشر کرد اعلام نمود بیشتر مطالعاتی که برای کاهش وزن انجام شده نشان داده اند که رژیم های غذایی بسیار کم کربوهیدرات(مانند رژیم اتکینز)، روش خوبی برای کاهش وزن نیستند.

وی افزود: این رژیم های غذایی میل شخص را برای خوردن کربوهیدارت افزایش می دهند و سوخت و ساز بدن را کند می کنند، در نتیجه پس از یک دوره کوتاه کاهش وزن، چاقی به سرعت بازمی گردد.

صرف یک صبحانه کامل و مملو از کربوهیدارت و پروتئین، و رعایت یک رژیم غذایی کم کربوهیدارت و کم کالری در بقیه روز، موجب کاهش وزن و حفظ آن می‌شود.

یاکوبوویچ و همکارانش از دانشگاه ویرجینیا در ریچموند رژیم غذایی شامل صبحانه کامل مملو از کربوهیدارت و پروتئین را با رژیم غذایی کم کربوهیدارت در 94 زن چاق که زندگی کم تحرکی داشتند، مقایسه کردند.

هر دو رژیم غذایی کم چرب و کم کالری بودند، اما از نظر محتوای کربوهیدارت متفاوت بودند.

در این مطالعه دیده شد افرادی که صبحانه کامل می خوردند بیش از 21 درصد از وزن خود را از دست دادند، اما گروه کم کربوهیدارت تنها 5/4 درصد کاهش وزن داشتند.

همچنین به گفته یاکوبوویچ زنانی که صبحانه کامل می خوردند، نسبت به زنانی که رژیم غذایی کم کربوهیدارت داشتند، کمتر احساس گرسنگی به خصوص برای نهار می کردند و میل کمتری به خوردن کربوهیدارت داشتند.                    

کربوهیدرات ها شامل انواع نان، برنج، ماکارونی، سیب زمینی ، شیرینی ها، کیک و کلوچه است.

همشهری آنلاین

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 4:50 بعد از ظهر |

در برنامه word اگر اعدادي را كه به صورت انگليسي تايپ شده اند بخواهيم به شكل فارسي تغيير دهيم چه كاري بايد انجام داد؟
براي اين كار مي توانيد كلاً اعداد را در برنامه word ‌ خود فارسي كنيد. براي فارسي كردن اعداد به صورت كلي در منوي tools‌ روي options كليك كنيد. سپس وارد قسمت complex scripts شويد.
در مقابل Numeral براي اينكه همه اعداد فارسي شوند گزينه Hindi را انتخاب نماييد.
براي اينكه اعداد در هر متن متناسب با آن متن باشند هم مي توانيد گزينه context را انتخاب كنيد.

 

+ نوشته شده توسط ملک محمد در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 12:13 بعد از ظهر |
ذهن نیمه هوشیار تفاوتی میان اندیشه های مخرب و سازنده قائل نیست. هر چه به او بدهیم با آن تغذیه می شود. همه چیز بستگی به این دارد که چه اندیشه ای در سر داریم. می توانید اندیشه جبن یا شجاعت یا ایمان و باور را در ذهن خود بکارید. اصل تلقین به خود می تواند شما را به سمت تعالی یا ذلت سوق دهد. همه چیز بستگی به این دارد که اندیشه خود را چگونه شکل می دهید. اصل تلقین به خود که به کمک آن هرکس می تواند به اوج موفقیت برسد در قالب جملات زیر به خوبی توضیح داده شده است.

اگر خود را شکست خورده بپندارید شکست می خورید.

اگر خود را شکست خورده نپندارید، پیروزید.

اگر طالب پیروزی هستید اما فکر می کنید توانایی آن را ندارید، موفق نخواهید شد.

اگر فکر کنید که می بازید، حتماً بازنده می شوید.

بدانید که موفقیت با اراده انسان رابطه مستقیم دارد. همه چیز به ذهن شما بستگی دارد.

اگر خود را انسانی عاجز و مفلوک می دانید، مفلوک و عاجز هستید.

برای رشد گرفتن باید اوج بگیرید.

برای پیروزی و دریافت جایزه باید به خود مطمئن باشید.

لزوماً همیشه قویترین ها و سریعترین ها پیروز نمی شوند؛ پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود.

 

پس پول را در دست های خود ببینید و احساس کنید و روز به روز تصور خود را قویتر سازید و ... .

 

گزیده ای از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 5:10 بعد از ظهر |

محیط آموزشی سازنده چیست؟

محیط آموزشی سازنده چیست؟

منظور از محیط آموزشی سازنده چیست؟ آیا به راستی این مهم می تواند در شكوفایی و رشد استعدادهای دانش آموزان به اندازه زیادی مؤثر باشد؟ آیا منظور از محیط آموزشی، صرفا فضای آموزشی است یا گزینه هایی دیگر هم در آن اثر می گذارد؟

 

 ویگوتسكی یكی از معروف ترین نظریه پردازان رشد شناختی معتقد است: «كنش متقابل میان یادگیرنده و محیط اجتماعی او اهمیت بسزایی دارد.» او بر این باور بود كه رشد ذهنی كودكان، عموما به مردمی كه در دنیای اطراف آنها زندگی می كنند، وابسته است و افراد بسیاری  اندیشه ها، نگرشها و ارزشهای خود را در تعامل و رابطه متقابل با دیگران ارتقا می دهند.

بنابراین، چنین به نظر می رسد كه اگر مطالب درسی در یك محیط فرهنگی و اجتماعی آموزش داده شود، رشد ذهنی یادگیرندگان قطعی خواهد بود. به این روی، مشاركت اجتماعی یكی از شرایط مهم یادگیری است.

 

هر چند كه داشتن فضای آموزشی وسیع یك شرط لازم در امر تعلیم است، اما به تنهایی كافی نیست، محیط آموزشی هدفمند محیطی است كه فرصت های متنوعی را برای تعامل با افكار و آراء گوناگون به وجود می آورد.جیمز مك دونالد كه اندیشه هایش ریشه در نظریات روان شناسان انسان گرا دارد، در دهه1980 شرایط و كیفیت محیط آموزشی مناسب را چنین شرح می دهد: «یادگیری باید در محیطی صورت گیرد كه ارائه كننده فرصت های تازه و جدید برای هر دانش آموز باشد، چنین محیطی باعث می شود تا یادگیرنده خود و محیط اطرافش را با روش خود كشف كند، مسلماً چنین شرایطی می تواند برای معلمان نیز فرصت هایی را بیافریند تا راههای مختلف برخورد با دانش آموزان را بیابند.»

 

پیش از مك دونالد نیز، انسان گرایانی چون راجرز، بر تأثیر نقش سازنده معلم در یادگیری تأكید داشتند. به نظر راجرز، معلمان به عنوان حمایت كننده و راهنمایی كننده، می توانند باعث تسهیل روند یادگیری شوند. در یك محیط آموزشی سازنده معلم با شاگرد همكاری و مشاركت پی گیر داشته و گام به گام با دانش آموز پیشرفت می كند، او با ایجاد حس اعتماد و پذیرش دوجانبه و عاری از سلطه و برتری جویی، انگیزه بیشتری را برای رشد و ارتقای درسی در یادگیرندگان فراهم می آورد. در این شرایط، دانش آموز احساس می كند كه موجودی شایسته و قابل احترام بوده و می تواند، خود به كاوش، بررسی و پژوهش بپردازد و لذا در مسیر تعالی و پیشرفت قرار می گیرد.

 

از نگاه راجرز، موردم و سایر روان شناسان انسان گرا، در یك محیط آموزشی فعال و پویا معلمان، به جای طرح درس و استفاده از روش های سنتی، می توانند با تدارك منابع تجربی، عملاً دانش آموزان را به جست وجو و كشف پاسخها هدایت كنند، به این ترتیب یادگیرندگان در عمل، تلخی و شیرینی پژوهش و یافتن را تجربه می كنند. در این شرایط شاگردان می آموزند كه چگونه بیاموزند. دریسكول یكی از پیروان اصلی روش شاگرد محوری در سال1999 معتقد است كه آموزگاران می توانند از راه درگیر كردن یادگیرندگان با تكالیف چالش انگیز و نزدیك به موقعیت های واقعی شاگردان را متحول سازند و این بهترین و مناسب ترین فرصت برای آموزگاران است تا نقش سازنده خود را به نحو احسن اجرا كرده و دانش آموزان را در یافتن منابع مورد نیاز یاری دهند.

به طور مسلم از طریق ارتقای كیفیت محیط آموزشی و یا به وجود آوردن نگرش مثبت نسبت به موضوعات درسی و مدرسه می توان انتظار جامعه ای فعال، سالم و پویا را داشت.در این میان برخورد با دانش آموزان به عنوان اشخاصی لایق و محترم نیز بسیار مهم است. اگر با یادگیرندگان به عنوان موجوداتی شبیه به ربات و آدم آهنی كه قرار است بازیچه دست آموزگاران خود باشند، برخورد شود بیم آن می رود كه تمام عواطف و علایق و نگرش آنها نسبت به آموزش، مدرسه و یا هر نوع محیط آموزشی منفی شده و این امر شرایط انحطاط و ركود فكری آنها و نهایتاً جامعه را فراهم آورد و یادگیری به معنای واقعی صورت نگیرد.

 

ذكر این نكات حایز اهمیت فراوانی است، زیرا كلید سازندگی و ارتقای هر جامعه ای در دست پرتوان جوانان آن جامعه است. اگر قرار باشد بهترین و پیشرفته ترین قشر جامعه یعنی دانش آموزان جوان ما محیط آموزشی خود را دلچسب ندانند، موضوعات درسی را مفید نشمارند و نوع روابط مدیر و مربیان مدرسه را دلپذیر ندانند، باید منتظر بود تا بلایی سخت بر روح و جان تعلیم و تربیت فرود آید و روح كاوش گر و كمال طلب دانش آموزان تخریب شود و آیا در آن صورت باز هم باید امیدوار باشیم كه جوانان فارغ التحصیل مدارس در ادامه تحصیلات خود در مراكز آموزش عالی افرادی محقق و متخصص باشند؟ جوانانی كه بتوانند پاسخگوی نیازهای روزافزون علمی، صنعتی، فرهنگی و اجتماعی كشور بوده و جامعه را بسازند؟ و در آن صورت آیا باز هم می توان امیدوار بود كه جامعه ای پویا و فعال با جوانانی كمال جو و استقلال طلب داشته باشیم؟!

 

منابع

 روان شناسی پرورشی، تألیف دكتر علی اكبر سیف، انتشارات آگاه.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 8:34 بعد از ظهر |

مذهب زردشتی:

ساسانيان مذهب زردشت را در ايران رسمی نمودند تا آن زمان ايران مذهب رسمی نداشت واقوام تابعه ايران هر يک در معتقدات مذهبی خود آزاد بودند .اين مذهب چنانکه از اوستا و کتب پهلوی استفاده می شود اين است :علم از دو اصل ناشی است روشنايی و تاريکی اين دو اصل با هم در منازعه هستند و پيروزی و شکست به نوبت نصيب هردو می گردد از اين جهت عالم به دو قسمت لشکر روشنايی يا خوبی ولشکر تاريکی يا بدی تقسيم می شود سرسلسله خوبی ها اهورا مزدا وسالار بدی ها اهريمن است از تعاليم مذهب زردشت اين است که روح فانی نيست و پس از مرگ در مدت سه روز باز لذايذ يا سختی ايام زندگانی را داردپس از آن باد آن را می برد و می رسد به پلی موسوم به چينوت و آنجا در محضر سه قاضی محاکمه می شود يعنی آنها اعمال خوب و بد او را در ترازو کشيده از آن روی رای ميدهند و بايد از پل مزبوربگذرد اگر روح نيکوکار است پل برای او عريض واگر بدکار پل برای او تنگ می شودو در صورت آخری روح در دره تاريکی می افتد.

روحی که خوب است بايد از سه مرحله بگذرد تا وارد بهترين عالم گردد اين سه مرحله:مرحله انديشه نيک،گفتار نيک،کردار نيک است وآن عالم موسوم به بهشت می باشدو روحی که بد است وارد سرای درد ومحن می شود.

مذهب مانی:

مانی می گويد در سال 215 ميلادی دو دفعه به او الهام شد که مذهب حقيقی را در ميان مردم منتشر کند و بنابر اين در سن 45 سالگی در موقع جلوس شاپور اول به تخت مذهب خود را افشا کرد به عقيده او عالم بر دواصل قرار گرفته خوبی و بدی يا روشنايی وتاريکی .خدا صاحب اولی است و عفريت مالک دومی و مملکت هردو بی نهايت مانی عقيده داشت که بدی هميشه بوده و تا ابد خواهد بود در باب انسان وساير موجودات عقيده داشت که خوبی و بدی با هم مخلوط شده زيرا انسان دارای روح خوب و بد است و در مقابل عقل و وجدان وحسيات خوب حسيات بد نيز است روح خوب نهاد نيک ،مهربانی و حکمت را بوجود می آورد روح بد کينه،غضب و حماقت وغيره.

به عقيده مانی تناقض فقط بين روشنايی وتاريکی است زيرا هيچکدام به ديگری منتهی يا منجر نخواهد شد و هميشه بوده اند و خواهند بود.او انجيل را قبول داشت و می گفت که خود او آخرين حواری عيسی (ع)است و حقايق را آشکار می کند از نظر او عالم بالاخره در دوزخ خواهد افتاد و عناصر ان سوخته و خوبی و بدی باز به حال اولی صعود خواهد کرد.اين مذهب ابتدا در بابل بعد به سوريه، فلسطين و شمال غربی عربستان رفت و سپس به مصر و از انجا به طرابلس و بعد در کشور فرانسه وايتاليا منتشر شد در دوره خلافت بنی عباس هم بودند که با آنها مخالفت می کردند.

مذهب مزدک:

مذهب مزدک به مانی خيلی نزديک است زيرا مزدک معتقد بود که روشنايی از تاريکی به کلی جدا است اولی آزادانه و عاقلانه عمل می کند دومی کورکورانه و جاهلانه او عقيده داشت که عالم از سه عنصر ترکيب شده آب،آتش،خاک .خوبی و بدی ترکيبی از آنهاست خوبی از قسمت خوب و بدی از قسمت بد عالم ارواح به عقيده مزدک مانند اين عالم تشکيل شده است انوشيروان پيروان مزدک را بر انداخت ولی مزدکيان باز به اسامی مختلف مانند خرم دينان در ايران باقی بودندوبا خلفای عباسی جنگ کردند تا آنکه مغلوب و معدوم شدند .

مذهب عيسوی و بودايی :

در دوره ساسانی علاوه بر مذاهبی که در داخل ايران بود دو مذهب ديگر از خارج ايران سرايت کردند مذهب عيسوی از طرف مغرب و بودايی از شمال و شرق .شاهان ساسانی ابتدا نسبت به مذهب عيسوی که از ارس به حدود ايران منتشر می شد بی قيد بودند و خطری احساس نمی کردند وليکن وقتی که شاپور بزرگ استرداد ولاياتی را که ايران در زمان نرسی به روم واگذارده بود از دولت روم خواست و آنها مخالفت کردند و جنگ شروع شد سياست ايران نسبت به عيسوی ها تغيير کرد چون دولت ايران آنها را دوستدار باطنی روم می دانست به دادن ماليات سنگين مجبور نمود و ظاهرا" به اين عنوان متمسک شد که عيسوی هااز خدمت نظامی معافند پس از آن دولت خواست که آنها از مذهب خود برگردند آنها مقاومت کردند و دولت بر شدت و سختی خود افزود و امر به خراب کردن کليساها نمود.

بر عکس يزد گرد با زردشتی ها با ملاطفت برخورد نمود به همين دليل روحانيون زردشتی به او لقب گناهکار دادند که در زمان او کليسا های زيادی بنا گرديد و حتی خانواده های بزرگ به دين عيسوی در آمدند .

از تحقيقاتی که جديدا" بدست آمده معلوم شده که آثار مذهبی بودايي در افغانستان زياد است . نوبهار بلخ که بعضی از مورخين عرب آن را آتشکده پارسی می دانستند دير بودايی ها بوده است                

برگرفته از کتاب:تاريخ ايران از آغاز تا انقراض ساسانيان 

اثر حسن پير نيا  – عباس اقبال آشتيانی

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 9:34 قبل از ظهر |
الهی ! اگر یک بار بگویی بنده ی من از عرش بگذرد خنده ی من .

الهی ! کاش عبدا.. خاک بودی تا نامش از دفتر جهان پاک بودی .

الهی ! همه از تو ترسند وعبدا...از خود زیراکه ازتو همه نیکی اید واز عبدا... همه بدی

الهی ! همه از آخرکارمیترسند ومن ازاول کار.

الهی ! چون توانستم ندانستم وچون دانستم نتوانستم.

الهی! اگر چه گناه من افزون است اما عفو تو از حد بیرون است.

الهی!اگر چه شب فراق تاریک است  دل خوش دارم که صبح وصال نزدیک است.

الهی!اگر مجرمم مسلمانم و اگر بد کرده ام پشیمانم.

الهی!آفریدی رایگان   بیامرز رایگان    که توخدایی نه بازرگان.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 11:11 قبل از ظهر |

زندگی فلسفی مورچه ها !

چطور مورچه ها راه لانه شان را پیدا می كنند؟

مورچه ها در سراسر دنیا وجود دارند و تعدادشان نیز بسیار زیاد است، در عین حال زندگی مورچه ها سرشار از فلسفه است. در این مقاله چند نمونه از دلایل این امر را مرور می کنیم ، زیرا بسیار قابل تامل است.

می توانیم از زندگی آن ها بیاموزیم: هرگز ناامید نشویم ، محتاط باشیم ،  با آرزو مانوس شویم ، تمام توانمان را برای موفقیت بکار گیریم ، قدر نعمت های خدا را بدانیم ، صرفه جو باشیم ، از کنار هم بودن لذت ببریم ، با هم آینده را بسازیم ، از تنهایی گریزان باشیم و منافع جمع را بر منافع خودمان ترجیح دهیم.

مورچه ها در زندگی خود : 

1) بسیار پرتلاش اند.

2) راه های گوناگونی را جستجو می کنند.

3) از مانع عبور می کنند: هر اندازه بزرگ یا خطرناک باشد.

4) اگر عبور از مانع ممکن نباشد ، مانع را دور می زنند.

5) تا به هدف شان نرسند ، دست از راه رفتن برنمی دارند. حتی در سر بالائی ها،بیافتند ، برمی خیزند و دوباره ادامه می دهند و بیشتر سعی و تلاش می کنند.

6) با احتیاط هستند.

7) اتحاد دارند و هیچ کدام تنها با دشمنان نمی جنگند.

8) زندگی دسته جمعی دارند و هیچ مورچه ای تنها زندگی نمی کند.

9) با هم و در کنار هم و با تقسیم کاری شگفت انگیزی زندگی می کنند.

10) روح صرفه جویی دارند. آنها هیچ وقت تمام آذوقه زمستانی خود را نمی خورند و همواره در لانه خود غذای چند سال آینده را آماده دارند. با این روش، در زمستان سرد و سخت، غذای کافی دارند.

11) عاشق آفتاب  هستند. در زمستان، هنگامی که هوا آفتابی می شود ، آنان بی درنگ از لانه گرم خود بیرون می آیند.

12) در اثر ممارست آنقدر ورزیده شده اند که می گویند : « مورچه » ها قوی ترین موجودات روی زمین هستند ، زیراکه چندین برابر وزن خود را می توانند از روی زمین بلند کند.

بله ، انسان ها از مورچه های کوچک نیز می توانند فلسفه زندگی را بیاموزند! مورچه ها با عمل خود به ما نشان می دهند که هرگز ناامید نشویم ، محتاط باشیم ،  با آرزو مانوس شویم ، تمام توانمان را برای موفقیت بکار گیریم ، قدر نعمت های خدا را بدانیم ، صرفه جو باشیم ، از کنار هم بودن لذت ببریم ، با هم آینده را بسازیم ، از تنهایی گریزان باشیم و منافع جمع را بر منافع خودمان ترجیح دهیم.

 

منبع : بر گرفته از روزنامه ی ابتکار

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 6:28 بعد از ظهر |

پائیزم … سبز سبز

باد که آمد ، مرا با خود برد .

تا  بهار … تا فردا ..

تا روزهای نیامده …

و دل مچاله از گرمای تابستان ،

خشک و پائیزی همراه شد با باد

گوشه دنجی افتاد

تا عابری شاید ، به عشق پائیز …

و از صدای خشک شکستنش ، قدم گذارد  و  بگذرد . .

+ نوشته شده توسط در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 5:37 بعد از ظهر |